نشست علمی بازخوانی یک وضعیت

برگزاري نشست علمي باز خواني يک وضعيت : بررسي شرايط زنان در افغانستان و تاجيکستان
تاريخ: 26 جوزا 1390
نشست علمي باز خواني يک وضعيت : بررسي شرايط زنان در افغانستان و تاجيکستان در سالن اجتماعات موسسه تحصيلات عالي کاتب با حضور انديشمندان ، دانشجويان و اهل علم برگزار گرديد. در اين نشست که مهمانان با شوق و ذوق تمام وارد سالن اجتماعات شده و احساس خوشحالي منتظر شروع اين نشست بود. طبق زمان اعلام شده جلسه راس ساعت مقرر آغاز گرديد و با قرار گرفتن سخنرانان در جايگاه؛ جلسه گردان برنامه خانم بختياري نشست علمي را آغاز نمود،خانم بختياري به معرفي مهمانان و موضوع جلسه پرداخت. نامبرده که از دانشجويان موسسه تحصيلات عالي کاتب است به بررسي وضعيت زنان از زواياي گوناگون پرداخت و ياد آور شد که در گذشته نگاه به زنان بصورت تحقير آميز و همراه با نوعي پست انگاري او بوده است. چنين طرز ديدي به زن، توجيه کننده بسياري از خشونتهايي جسمي ، رواني و يا رفتارهاي تعصب آميز عليه او بوده است.که براي اولين بار در زمان امان ا لله خان و همسر وي بنام ثريا اولين مکتب و مراکز آموزشيبراي دختران تاسيس گرديد و در فضاي آن زمان مساله برابري حقوق زن و مرد مطرح گرديد .ايشان از خانم جهانگيري رييس بنياد آرمان شهر دعوت نمودند که سخنرانان همايش را معرفي و از فعاليت جديد بنياد آرمان شهر حضار را مطلع نمايد. خانم جهانگيري رييس آرمان شهر ضمن خوش آمد گويي به مهمانان حاضر در جلسه و قدرداني از دانشگاه کاتب ؛ از آرمان شهر و اهدافي که در اين مرکز دنبال مي شود چنين بيان داشتند : تبعيض نداشتن ، همکاري و همدلي، دوست و عاشق همديگر بودن از اهداف اصلي بنياد آرمان شهر بوده و پنج سال قبل چنين زمينه اي را بوجود آوردهو ابراز خوشحالي نمودند که هفتاد و هفتمين همايش را در دانشگاه کاتب بر گزار نمايند.
اولين سخنران اين همايش خانم لوسيا ديرنبرگر (دانشجوي دکتراي دانشگاه پاريس) بود که با تشکر نمودن از خانم جهانگيري بخاطر فراهم نمودن زمينه مسافرت ايشان به کابل يادآور شد که موضوع بررسي زنان در تاجيکستان به سالهاي استقلال و قبل از آن و از زمان شوري تا استقلال آن که سال 1929 مي باشد بر ميگردد. تلاشهاي شوري براي تغيير دادن وضعيت زنان آغاز گرديد و نقش لنين را چنين ياد آور شد که ايشان اعلام نمودند که سن ازداواج به16 سال تغيير کند و زنان هم حق راي و حق انتخاب شدن داشته باشند و ارزشهاي خانوادگي تقويت شود.
استقلال تاجکستان که در سال 1929 بودآماربلند خودکشي و خودموزي زنان از سال استقلال هر روزبيشتر شدند.7 مليون نفر تقريبا از استقلال به بعد از هر خانه يک مرد به روسيه مهاجرت نمودند.گسترش امراض از سوي مردان به تاجيکستان مثل ايدز مسئله چند همسري يک پديده جديدي بعد از استقلال است و وضعيت زن دوم مشکل ديگري است؛ چرا که در قانون تاجيکستان ازدواج دوم جايي ندارد و از هيچ مرجعي و جايگاهي مورد حمايت قرار نمي گيرد.
در اين مورد دولت تاجيکستان کميسيون سي دو را بوجود آوردند که بتواند از حقوق زنان دفاع نمايند و اهداف برنامه هاي طرفداران حقوق زنان را چنين اعلام نمود:1- استفاده ابزاري از امضاء کردن کنوانسيون هاي طرفدار حقوق زن 2- از تاثير شوروي رهايي يافتن3- شوروي حقوق زنان را تنها در چارچوب قانون محدود مي کند4- ممنوعيت حجاب در دانشگاه هاي تاجيکستان رااعلام نمودند.- عمل نمودن جنبش زنان در تاجيکستان.شکل گيري سازمان هاي طرفدار حقوق زنان در تاجيکستان پس از استقلال
خانم صفاري معاون سابق وزارت امور زنان دومين سخنران اين همايش بود که با موضوع زنان ده سال پس از طالبان چنين بيان داشت: طبق گزارش سال 2011 افغانستان بدترين مکان زندگي براي زنان بوده است . فرمود: صحبت اش حول چهار موضوع جريان دارد 1- وضعيت صحي زنان افغان 2- وضعيت تعليم و تربيه زنان افغان 3- از نظر مشارکت سياسي و حقوق وجايگاه اجتماعي 4- وضعيت اقتصادي و مالي.
اقداماتي که براي بهبود وضعيت زنان صورت گرفته است در زمينه وضعيت صحي مانند توسعه شفاخانه ها وتبليغات براي بهبود وضعيت زنان اقداماتي است که با دوران طالبان قابل مقايسه نيستند. اگر چه آمار امروزي هم نسبت به جهان قابل مقايسه نيست ايشان در مورد مرگ مادران که در حين ولات جان خود را از دست مي دهند فرمود در هر 30 دقيقه يک زن افغان مي ميرند و سن متوسط زنان افغان 44 سال ذکر گرديده که سن متوسط زنان در دنيا بيشتر است. 60 في صد بيماري زنان افغان تبرکلوس مي باشند که علت آن بخاطر فشار زندگي بوده که به زنان به اين مريضي مبتلا گرديده است. 55 في صد به سوء تغديه دچار مي باشند و علت آن هم تبعيضي که در خانواده هاي افغان مرسوم است مي باشند. از نظر سياسي و موقعيت اجتماعي زنان را پس از طالبان چنين بيان نمود : که در نشست بن سهم مشارکت زنان در مسايل سياسي و اجتماعي به 30 في صد اعلام شده بود که متاسفانه بدليل ذهنيت بر عدم توانايي زنان در ادارات الان به 18 في صد تقليل يافته است. خود سوزي و تجاوز جنسي از معضلات ديگري است که دامن گير زنان افغان است که بايد توجه جدي شود. از نظر فرهنگي 90 في صد زنان افغان بي سواد هستند و فقط 10 في صد با سوادند و مردان 36 في صد با سوادند و از 300 زن يک زن داراي تحصيلات عالي بوده که در کشور همسايه مثل ايران از 5 زن يک زن داراي تحصيلات عالي مي باشند. از نظر اقتصادي زنان افغان اکثرا به کارهاي مختلف مشغولند و 90 في سواد به کار قالي بافي کار مي کند. تشکيل انجمن ها کارگاههاي مختلف و صنايع دستي کارهاي هستند که زنان افغان به آن مشغولند ولي متاسفانه زنان افغان فقير ترين زنان دنيا اعلام شده است.
در پايان سخن با جمع بندي که داشت سخنان خويش را چنين خاتمه داد.1- فرهنگ سازي و از بين بردن عنعنات نادرست . 2- تساوي در تعليم و تربيه و تحصيلات بين پسر و دختر. 3- توانمندي اقتصادي زنان و از بين بردن فقر زن افغان 4 - توجه به صحت زنان و اين موارد مي تواند به باعث رشد زن افغان افغان گردند.
استاد جوادي آخرين سخنران همايش بود که با تشکر از شرکت کنندگان و حضار در مجلس به نمايندگي از دانشگاه کاتب سخنان خود رابا موضوع ضرورت رشته مطالعات زنان در دانشگاه آغاز نمودند و با بيان اينکه بهبودي وضعيت زنان وکيفيت و چگونگي بهبود وضع زنان نياز به مقدمه دارد و قبل از پرداختن به اصل موضوع ؛ مقدمه اي را با بيان چند سوال مطرح نمودند. سوال نخست ـ ما چه چيزي در مورد زنان ميدانيم؟ آگاهي ما درباب زنان چه قدر است؟ و زنان در کجاي جامعه افغانستان قرار دارد؟ سوال دوم ـ اگر توصيف ما از وضعيت اين باشد، که زنان در جايگاه مطلوب و مناسب در جامعه قرار ندارد، وانگهي اين پرسش طرح ميشود که چرا زنان در چنين وضعيتي قرار دارد؟ چه سازوکار و مکانيسم عالي در پس ايجاد و استقرار چنين وضعيتي قرار دارد؟ چه کساني، و با چه اهدافي چنين افکاري را در جامعه سازمان ميدهند و چه ساز و کاري در حفظ و حراست اين وضعيت دخيل است؟ پرسش نخست توصيفي است،. اما پرسش دوم تبييني است، آنچه که ما سعي ميکنيم تا حدي پاسخهاي نسبي به آن ارائه دهيم. سوال سوم ـ چه ميشود کرد؟ چگونه ميتوان در وضع موجود تغيير ايجاد کرد و آن را به سمت مطلوب هدايت نمود؟ پاسخ به اين پرسشها ميتواند تا حدي ضرورت تأسيس رشته مطالعات زنان را براي ما فهمپذير سازد.
در پاسخ به پرسش نخست پاسخ استاد جوادي چنين بيان داشتند؛ که ما چيزي زيادي درباره زنان نميدانيم. زنان در افغانستان هنوز سوژه تأمل و انديشيدن نيست. مسأله زنان يک مسأله نا انديشيده و انديشيده ناشده است و همين امر آنان را از دسترس آگاهي، ذهن و فهم ما دور نموده است.
نامبرده در پاسخ به اينکه چرا زنان در عرصه آگاهي جامعه حضور ندارد؟ و چه چيزي اين غيبت را توجيه ميکند؟ فرمود که براي پاسخ به اين پرسش خوب است که وضع زنان را در دو سطح روستايي و شهري مورد توجه قرار دهيم.
نخست سطح روستايي. از آنجا که طبق آمارهاي رسمي اکثريت مردم افغانستان در روستا به سر ميبرند، اين مهم است که بدانيم وضعيت زنان در محيط روستايي چگونه است، زيرا روستا در افغانستان صرفاً به جغرافياي روستايي محدود نميگردد، بلکه در پارهاي موارد ميتوان به شهرها نيز به عنوان بخشي از روستا توجه نمود. در سطح روستا زنان از معرض آگاهي ما غايب است و مسأله اصلي آن است که در جامعه روستايي زن موجود فعال و کارگر است، اما هيچگاه صاحب و مالک محصول و دستاورد کار خويش نميگردد.
دوم سنت به رسميت نشناختن حق ارث براي زنان. با آنکه در شريعت اسلامي براي آنان ارث درنظر گرفته شده است، اما سنتهاي اجتماعي به دليل به رسميت نشناختن زن و به رسميت نشناختن حق مالکيت آنان، حق ارث را نيز از آنها سلب نموده است.
ايشان در ادامه سخنان شان چنين اظهار نظر نمود که با گذشت ده سال از تجربه وضع جديد، و به نتيجه مطلوب نرسيدن ساير تلاشها، اکنون زمينه براي تأسيس رشته مطالعات زنان در دانشگاه فراهم شده است و ايجاد چنين رشتهاي ميتواند يک اتفاق و رخداد بسيار مهمي براي جنبش زنان باشد. اينکه در رشته مطالعات زنان چه تدريس ميشود، فعلاً لازم نيست مفصل صحبت شود، بلکه آنچه مهم است اين است که مسأله زنان ديگر به سوژه تأمل بدل ميگردد و از اين لحاظ زنان از حوزه ممنوعه ذهن بيرون ميشود و به قلمرو انديشه پذير پا مينهد. مسأله زن به مسأله بدل ميشود و ديگر يک موجود خموش، فراموش شده و حاشيهاي نيست، بلکه خود در محور و مرکز تفکر و انديشيدن قرار دارد. از اين لحاظ دانشگاه بايد پيشگام در اين عرصه باشد و تنها دانشگاه است که ميتواند با توليد و گسترش آگاهي در اين زمينه تغيير چشمگيري در وضعيت ايجاد نمايد. اميدوارم که دانشگاه کاتب در اين زمينه پيشقدم شود، اما نه به اين خاطر که افتخار اولين مؤسس اين رشته را به نام خود سکه کند، بلکه از اين لحاظ که مسئوليت و رسالت اخلاقي و دانشگاهي خويش را به انجام برساند. به اميد آن روز.
اين همايش با پرسش و پاسخ حضار و مهمانان خاتمه يافت.
گزارش از : م - مصباح






















